كتابخواني ممنوع!
--------------------------------------------------------------------------------
به بهانه روز كتابخواني
--------------------------------------------------------------------------------
*وحيد خليلي اردلي
اين كه روزي از روزهاي سال ، به نام كتاب وكتاب خواني مزين شده است ، شايد سليقه اي مناسب و در خور باشد ، اما پاسداشتي بايسته وكافي ، براي تكريم كتاب و ترويج فرهنگ كتاب خواني نيست.
گاهي برخي روش هاي ما در يادكرد بهترين ها و ارج گذاري به برترين ها ، كه كتاب برترين بهترين هاست ، نوعي نگاه رفع تكليفانه را در اذهان تداعي مي كند. در حالي كه به واقع بايد هرروز، تقويم دل و ذهن ما به اين نام آراسته شود. اين نكته، با تلميح به هشدار سقراط در اهميت كتاب ، يادآوري شده كه مي گويد:« جامعه وقتي به سعادت مي رسد كه مردم آن روزانه كتاب مطالعه كنند».
بايد پرسيد، نام گذاري يك روز در سال، به نام كتاب ، چقدر براي پيمودن مسير خوشبختي، ياريگر ماست؟ وچقدر توده هاي مردمي را به مؤانست با كتاب كمك مي كند و ايشان را به فرهنگ كتاب خواني نزديك مي كند؟
در اهميت مطالعه و ارزش مصاحبت با كتاب ، از تمام مشارب ديني واهل حكمت و دانش ، در طول تاريخ ، توصيه هاي ارزنده اي چه در آثار مكتوب و چه به صورت نقل هاي سينه به سينه به دست ما رسيده است. تا جايي كه لذت مدامش خواندند ، لذتي كه هيچ گاه حلاوتش زايل نمي شود. خواندن و حركت از تاريك سراي ناداني به سمت بهشت دانايي ونيز مبارزه مداوم با جهالت و بي سوادي از جمله برجسته ترين توصيه هاي ديني و آموزه هاي گران قيمتي است كه همواره به بشر گوشزد مي شده است. و با اطمينان بايد اعتراف كرد تمام سعادت بشر و تغيير مشي و منش زندگي پريشان بدوي وحركت به سمت مدنيت و حيات اجتماعي اش مرهون آموزه هايي است كه در قالب معتبري به نام «كتاب » چه كتابهاي آسماني و چه غير آن ارمغان داده شده است.
در دنياي مدرن امروز نيز، ريشه تمام معضلات فرهنگي را در دوري از كتاب ، وتنها راه حل برطرف كردن آن مشكلات را در انس با كتاب بايد دانست. پيشرفت جوامع ، با رونق فرهنگ كتاب خواني، همزاد هم اند . وهرجا كه كتاب از رونق افتاده و رسم كتاب خواني جدي گرفته نشده ، اميدي به طي طريق سعادت ، براي آن جامعه نبايد داشت.
در عصر ما نيز كه دنيا با حركتي شتابنده به سمت شكوفايي علوم گوناگون در حركت است و شايد بتوان ادعا كرد هيچ گاه تا بدين سرعت و گستردگي، ترن تند پيماي دانايي، مسير علم اندوزي را طي نمي كرده ، مؤانست با كتاب نيز از ضروريات است. واگرچه در طول تاريخ به ويژه در قرن اخير صفحات ديگري در فرهنگ مطالعه بشري گشوده شده ، رسانه هايي از قبيل روزنامه ومجله واخيرا صفحات گسترده ي وب ، اما كتاب ، لطافت خود را دارد و لطف خود را از دست نداده است به گونه اي كه هم جنان ، نام كتاب در كنار واژه مطالعه ، تداعي مي شود.
كتاب را كه عمر دوباره خوانده اند ، بهترين مونس براي روزهاي تنهايي مي دانند ، دست رنج عمر اهل علم ، چراغي براي درنورديدن ظلمات و شتاب به سمت سعادت و روشني، موجب سعادت بشر، برترين لذت در ميان لذات دنيوي ، تغيير دهنده سرنوشت بشر، محملي براي انتقال دانش صاحبان عقل سليم و دلهاي پاك، بال هايي براي پرواز در آسمان خوشبختي ، دانايي ، شكوه و تعالي، تنها راه مكالمه با شرافتمندان تاريخ ، دست آويزي قابل اعتماد براي نجات از پرت شدن در مخوف گاه ناداني و جهل ، تنها لطيفه اي كه براي به دست آوردن لطفش بايد جور سفر تحمل كرد حتي در دور دست ها ، مادر مهر و دانش و بينش ، سدي بر سيلاب مهيب خودبيني وخود شيفتگي ، ميوه شيرين دانش و دانايي ، لوحي براي ثبت تراوشات ذهني نوابغ تاريخ، يادگار خردمندان و اهالي علم و هنر و هزاران توصيف و تعريف ارزنده ديگري كه برايش آورده اند، همه و همه نشان آشكار از وجودي گرانمايه است كه قدرش را بيش تر از هميشه بايد دانست. وبر صدرش بيش از هميشه بايد نشاند.
هرچند مقوله كتاب و فرهنگ كتاب خواني يك امر چند وجهي است ، از دغدغه موضوع چاپ گرفته تا مسير ناهموار انتشار و فروش و ارتباط با مخاطب و بعد دريافت سلايق خوانندگان و پيدا كردن مخاطب و چندين وجه ديگر، همگي گوياي گستردگي عملياتي است كه در راه رسيدن به آرمان مورد نظر ما بايد پياده شود . اما به نظر در اين خصوص كه چه موانعي برسر راه مطالعه ، به خصوص براي جوانان ما وجود دارد كمتر بحث شده و يا اينكه چه بايد كرد تا راههاي جذاب تر كردن كتاب و شيرين تر كردن شيوه ي كتابخواني را براي جوانان وانماييم كمتر مورد دقت و تامل قرار گرفته شده. گه گاه متوليان مراكز متعدد فرهنگي كارها و ابتكارات جالبي در اين حوزه ارائه كرده اند، اما به نظر مي آيد هنوز تا مانوس كردن مطلوب جوانان با كتاب و تحكيم و تجميل فرهنگ كتاب خواني هزار راه نرفته باقي است.
ازبس بدون داشتن برنامه اي عملي به جوانان گفتيم كتاب را بيشتر جدي بگيريد آن هم به قشر دانش آموز و دانشجو كه با بار عظيم كتابهاي درسي خود به سختي كنار مي آيند كه گاهي به نظر مي رسد كاش كتاب خواني را بر ايشان ممنوع مي كرديم! تا شايد حريص اين كار خير و قند مكرر مي شدند.
كشور ما كشور كتاب است . تاريخ علمي ايران زمين ، با كتاب خوانان و كتاب نويسان بزرگش از بهترين الگوها براي حال و هميشه ي بشر است . ما ميراث دار انديشمندان و دانشمندان بي شماري هستيم كه كتاب را و كتاب خواني را در فرهنگ بشري ، نهادينه كرده است. تاريخ، سندي متقن و گواه معتبري بر شكوه علمي ايرانيان است وكيست كه دراين مدعا ترديد داشته باشد؟ كدام گواه ، بر صحت اين مدعا از اين گويا تر كه هنوز قلب ايرانيان با ياد آوري خنجر جفايي كه قوم وحشي مغول بر قلب كتاب هايمان فرود آورد و آتشي كه از كمين كينه بر سر كتاب خانه هامان فرو باريد جريحه دار مي شود؟! پس ، از اين حيث، مسووليت متوليان علمي و فرهنگي جامعه بسيارزياد است. نبايد گذاشت، نسل هاي نو ايران زمين با كتاب كه شناسنامه ايشان است بيگانه شوند. كتاب شناسنامه ماست. كتاب شناسنامه ايرانيان است.
بنا بر آنچه گذشت ، ما به يك انقلاب كتاب نياز داريم. انقلابي كه دست كم ما را به روزگار نه چندان دور گذشته برگرداند كه بهترين هديه ها كتاب بود، وصد حيف !كه ندانستيم كدام جريان خزنده، در فرهنگ كتاب خواني ما نفوذ كرده كه «هديه كتاب» را كه از نشانه هاي جوامع مترقي و فرهيخته است ، به ظرافت تمام، نوعي بد هنجاري در اسلوب هديه دادن ما جا داده است.
مدارس به عنوان مراكز زير بنايي در فرهنگ سازي، بسيار با كتاب و كتاب خواني ــ از نوع غير درسي اش ــ بيگانه شده است . در دانشگاهها و مراكز آموزش عالي در حد مطلوب و همه گير ، براي مطالعه كتاب اشتياقي نشان داده نمي شود . با اين وصف بر متوليان فرهنگي كشورفرض است كه در اين حوزه مداقه كنند و براي درمانش چاره اي بيانديشند.
به نظر مي رسد به منظور گسترش فرهنگ كتاب خواني در ميان توده هاي مردم و از آنجا كه نخستين كلامي كه بر پيامبر گرامي اسلام(ص) از جانب حضرت حق وارد شد و نخستين خطاب آسماني به حضرتش ، مقوله پر بهاي «خواندن» بوده و بر همگان روشن است كه اين خطاب تنها راه نجات يك كشور و تنها مسير عبور به سمت آرمان هاي درخشان بشري است، آيا بهترنيست كه روز اول هر ماه شمسي را به عنوان روز كتاب و كتاب خواني، هم نام گذاري كنيم و هم براي تعميق آن به صورت جنبشي فراگير برنامه ارائه كنيم؟ البته اين مهم به دست شوراي عالي انقلاب فرهنگي يا مجلس محترم ساخته است و ايشان مي توانند با قانون مند كردن آن ،تمام زير مجموعه هاي دولتي و غير دولتي را ملزم به تغيير نگرش و تعيين راهكارهاي جديد و مدرن دراين زمينه كنند.
همچنين ، بازخواني و باز شناسي وجوه چند گانه فرهنگ كتاب توسط رسانه ملي صدا و سيما و توليد برنامه هاي گوناگون واثر گذار در توجه به فرهنگ كتاب خواني با استفاده از قابليتي كه اين رسانه براي ارتباط قوي تر با مردم در طبقات مختلف اجتماعي دارد. و افزايش تعداد برگزاري نمايشگاه هاي سراسري كتاب ، به دست كم هر سال دو بار و گسترش آن در تمام استان ها و برپايي همايش هاي ملي با محوريت مراكز دانشگاهي براي بررسي راه هاي گسترش فرهنگ كتاب خواني و نيز ،وانمايي راه كار هاي علمي و قابل اجراتوسط اهل فن به منظورمؤانست بيشتر اقشار گوناگون جامعه به ويژه معلمان به عنوان اساسي ترين قشردرتحكيم باوركتاب خواني،شايد بتواند شيوه هاي مناسبي در ارج گذاري به كتاب و تعميق و گسترش فرهنگ كتاب خواني باشد.
به عنوان آخرين نكته نيز نبايد اين جستار، ناگفته بماند كه تا «اقتصاد كتاب» از تمام كالاهاي اقتصادي ديگر چه در هنگام تدوين و نشر و چه هنگام فروش و عرضه، جدا نشود واصولا نوع نگاه به اين فرآيند، متناسب با توان مالي مردم سامان نگيرد ، هم چنان ، قيمت كتاب ها يكي از قوي ترين موانع برسر نفس كشيدن آن و تاثيرگذار ترين مؤلفه بر نااقبالي اين مقوله است.
+ نوشته شده توسط سعید جمالی در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 و ساعت
10:53 |